<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی
دختر خاله ام بچه ی دومش را باردار است. بخاطر زیاد شدن اسم های "امیر" دار و "ستایش" دار و امیرطاها پسر اولِ دخترِ خاله، اسم آقای نی نی را گذاشته ایم امیر ستایش. امیر طاها ی سه ساله اما حسابی روی نی نی دنیا نیامده حساس شده و همه چیز را بین خودش و او تقسیم کرده. حتی دست های مادرش را. مثلا دیروز که دختر خاله او را برده دستشویی تا کارش را بکند داد و بیداد راه انداخته که: با دست امیرستایش منو نشور.
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی
همیشه از اینهایی که تا ازدواج میکنند همه عکس ها و مطالبشان تبدیل به عاشقانه های دو نفره گوگولی میشد خوشم نمی آمد و حالا از ترس اینکه مبادا من هم یکی از این عاشقانه دونفره ی گوگولی نویس شوم، هی دارم خودم را سانسور میکنم.
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی
عشق شاید همین شوت های طارمی وار آقای میم باشد، وقتی که من توی دروازه ایستاده ام. اسگل هم محمد یاسین است که به امید برنده شدن آقای میم را تشویق میکند.
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی